● رهسپار کوی دوست

دارم میرم عراق! عتبات عالیات، کربلا و نجف و شاید کاظمین و سامرا. اگر خدا بخواد فردا میریم. مقصد اولیه بغداده ولی اونجا توقفی نداریم. میگن سفر پر خطریه. به همین خاطر گفتم بیام اینجا یه طلب حلالیت بکنم از دوستان! ;) 
اگه برگشتیم طبق معمول برنامه سفرنامه خواهیم داشت البته اگر حس و حالش بود و تنبلی اجازه داد. اگر هم برنگشتیم که برید با پُستای قبلی ما حال کنید و به یادمون باشید و هی بگید خیلی دختر خوبی بود، خدابیامرزدش. یادتون نره‌ها! D:
امسال تولدم در حرم حضرت علی (ع) خواهم بود ان شاءالله. هیچ‌وقت فکرش رو هم نمی‌کردم! حتماً برام خیلی جالب و خاطره‌انگیز میشه D: حس خوبی دارم. گفته بودم که، کلاً بهمن، ماهِ اتفاقاتِ مهمه برام ;) به یادتون خواهم بود در کربلا و در جوار حرم‌های شریف. زیاده عرضی نیست.

Labels: , ,

+ | Balatarin Delicious Twitter FriendFeed | | 0 خاطره

● سفرنامه حج - قسمت اول

با اینکه هر سفری هیجان خاص خودش رو داره ولی من فکر می‏کنم راهیان سفر حج هیجان مضاعفی دارن. به خصوص برای کسانی که اولین باره به این سفر میرن این هیجان می‏تونه چند برابر باشه. حداقل برای من که اینطوری بود. اغراق نمی‏کنم اگر بگم که یک ماه آخر (از زمان ثبت نام به مدت دو سال) خیلی کند می‏گذشت بس که دلم می‏خواست زودتر برم ببینم چه خبره!
ما ساعت 4 بامداد روز پنجشنبه پرواز داشتیم ولی باید از ساعت 12 در فرودگاه حاضر می‏شدیم. من چهارشنبه رو هم به مرخصی طولانی 9 روزه م اضافه کردم و ترجیح دادم به کار و بارم برسم. پروسه طولانی و خسته‏کننده‏ایه این انتظار پرواز. اونم تو شب که حسابی خوابتو مختل می‏کنه و بدن رو خسته و کوفته! پرواز ما، پرواز سعودی بود و خوشبختانه بدون تأخیر. جالبه که در پرواز سعودی، مسافر شماره صندلی نداره! یعنی هر کی هر جا رسید و خواست باید بشینه. بنابراین اگه دیر بری توهواپیما هر جا خالی بود باید بشینی!!! من نمی‏دونم یعنی یه شماره صندلی رو کارت پرواز زدن اینقدر سخته! مهماندران زن پرواز سعودی دخترای ترک بودن که حجاب چندان سفت و محکمی هم نداشتن. لباس فرمشون جلیقه وشلوار سرمه‏ای با پیراهن آستین بلند سفیده به علاوه یه شال حریر و کلاه سرمه‏ای.
پرواز ما قبل از اذان صبح بود و بنابراین باید نماز صبح رو در حالت پرواز می‏خوندیم! نمی‏دونین ملت چه بلبشویی راه انداخته بودن موقع نماز! می‏خواستن وایسن تو راهرو هواپیما نماز بخونن اون همه آدم تو هواپیمای ایرباس 300! حالا هر چی این آخونده تو بلندگو می‏گفت نشسته نمازتونو بخونید اینا گوش نمی‏دادن! کاسه از آش داغتر! مهماندارا هم کلافه و عصبانی! خلاصه غائله ختم بخیر شد تا صبحانه رو آوردن. تا مدینه حدوداً سه ساعت تو راه بودیم.
ساعت 7 به وقت محلی تو هتل بودیم و قرارشد ساعت 9 صبح صبحانه خورده تو لابی باشیم برای رفتن دسته جمعی به حرم پیغمبر. با اینکه خیلی خسته و هلاک بودیم اما تند تند آماده شدیم برا رفتن. مسجدالنبی در شرق مدینه قرارداره. از هتل ما که در قسمت شمالی مدینه واقع بود تا مسجد پیاده حدود یک ربع راه بود. گرمای هوا از آنچه انتظار داشتم کمتر بود! ولی باز هم خیلی گرم بود. نزدیکترین در که ما از اون وارد شدیم باب 16 بود. قرار بود به عنوان اولین بازدید یه دور کامل بزنیم در حیاط مسجد که در ضمن این دور روحانی کاروان که به عنوان راهنما عمل می‏کرد، توضیحاتی در مورد مکان‏های مختلف تاریخی و اتفاقاتی که در اونها افتاده بود داد. در حقیقت کل مدینه زمان پیغمبر همون مسجدالنبی فعلی بوده.


حس عجیبی بود. تاریخ اسلام مثل فیلم از جلوی چشمم رد میشد. تموم اون چیزایی که یه زمانی خونده یا تو فیلما دیده بودم برام تداعی میشد. ما مرتب مجبور به حرکت بودیم و وقت زیادی برای توقف در مکان‏های خاص نبود چون بدجوری به توقف گروه‏های ایرانی حساس بودن و مدام دستور حرکت می‏دادن. از دری که ما وارد شده بودیم گنبد خضرا پیدا نبود. تقریباً نصف حیاط مسجد رو طی کردیم تا رسیدیم به جایی که برای اولین بار گنبد سبز پیامبر دیده میشه. با شکوه و دوست داشتنی. حس خوب نزدیکی و قرابت با رسول و امین خدا و بهترین بندگان. آشنا و صمیمی بود نه انگار که برای اولین بار می‏بینم و حس می‏کنم.


چند نما از معماری مسجدالنبی

بعد از زیارت حرکت رو ادامه دادیم به سمت بقیع. بقیع در شرق مسجدالنبی قرار داره و حد فاصل بقیع و حرم پیامبر محله بنی هاشمه. خانه امام سجاد(ع)، امام صادق (ع) و درورودی مسجد که به در خانه حضرت زهرا می‏رسه هم در همین مسیر واقع شده و اگه اشتباه نکنم قبر پدر پیامبر هم. قبرستان بقیع همین حالا هم قبرستان شهر مدینه است. اینا چون برای هیچ مرده‏ای قبر و سنگ قبر و اینجور چیزا ندارن، جای زیادی لازم ندارن برای اموات و فکر کنم همه رو ، رو هم رو هم خاک می‏کنن. یعنی شنیدم که مرده‏های قبلی رو با یه ماده‏ای از بین می‏برن و مرده‏های جدید رو دفن می‏کنن. من که اطلاع دقیق ندارم. الله اعلم.
همونطور که می‏دونید قبور مطهر چهار امام شیعه، امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام صادق (علیهم السلام) در بقیع قرار داره که هیچ گنبد و بارگاهی هم ندارن. یعنی قبل از وهابیت داشتن ولی تخریب شده. به قول خودشون آثار شرک رو خواستن از بین ببرن! قبور دختران پیامبر، ابراهیم پسر پیامبر، چند تن از همسران پیامبر، مادر حضرت علی، حضرت ام البنین، عباس عموی پیامبر، عقیل برادر حضرت علی، جعفر همسر حضرت زینب، عمه‏های پیامبر و ... هم در این قبرستان بوده.

محله بنی هاشم

در مورد معماری مسجدالنبی بعداً توضیحات بیشتر میدم ولی در مورد حیاط مسجد باید بگم که از سنگ‏های سفید و تزئینات مشکی و کهربایی استفاده شده و بیشتر حیاط به وسیله چترهایی پوشیده شده که برای حفاظت ملت از تابش طاقت‏فرسای آفتاب و انعکاس کورکننده نور اون بر سنگ‏های سفید ساخته شده (ظاهراً این چترها جدیداً نصب شده). چترها متحرک هستن و قراره که روزها باز و شبها بسته باشن که البته من ندیدم شبها هم ببندنشون.

چتر

بعد از نماز مغرب

یک چتر بسته، یک مناره و ماه شعبان

عکاسی و فیلمبرداری تا اونجایی که من دیدم برای همه آزاده به جز ایرانی‏ها! به ایرانی‏ها کلاً زیاد گیر میدن. هر چند من برخورد خشونت آمیزی ندیدم ولی خیلی دیدم که بیخودی گیر میدادن. برای همین من نتونستم اونطوری که دلم میخواد عکس بگیرم. هی می‏ترسیدم بیان دوربینمو بگیرن. دلیل خوب نبودن عکسها هم همینه.

ادامه دارد ...

Labels: , , ,

+ | Balatarin Delicious Twitter FriendFeed | | 2 خاطره

● دو نکته

و خداوند عقل را آفرید!

نمی‌دونم چرا بعضی‌ها اصرار دارن حتی اون چیزی رو که دارن به چشم خودشون می‌بینن انکار کنن! یعنی من دیگه نمی‌دونم چی باید ببینن که حجت براشون تموم بشه! می‌فرماید:

خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ

خداوند بر دلهاشان و بر گوشهاشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنها را عذابى است بزرگ.
سوره بقره-آیه7

بیخود نیست که همه جای قرآن بارها دعوت شده به تفکر و تعمق و در عین حال هم تأکید شده که "أکثرهم لا یعقلون " هستن (یعنی هستیم)!


لیلة الرغائبی دیگر

باز هم امشب شب آرزوهاست. میگن امشب هر دعایی بکنیم برآورده میشه. من هنوز به حرفایی که پارسال همین موقع زدم اعتقاد دارم. هنوزم میگم برای یه فرد مسلمون و بالأخص شیعه، انجام کامل واجبات و ترک کامل محرمات لازمه و نه اعمال مستحبی. ولی خب در هر صورتی یاد خدا آرام‌بخش و شیرینه. فقط می‌ترسم از اینکه در حالی نماز لیلة الرغائب رو بخونیم که خدا از اون عرش کبریائیش با خشم و غضب و نفرت نگاه کنه به اعمال مزورانه و دور از تفکر و خلوص نیت ما!
با این حال خدا جون، میخوام یه عالمه آرزو کنم: خودت می‌دونی بزرگترین آرزوی امشبم چیه تو این دوره و زمونه قدّار. خودت می‌دونی که خشم و نفرت جای با ثباتی نداشت توی دل من. ولی حالا ... . خدایا راه راست و درست رو به ما نشون بده. خدایا تو جای حق نشستی. نذار حُبی غیر از حُب تو و ولایتی غیر از ولایت تو توی دلم جا بگیره. نذار شرک با حرکت مورچه وارش بیاد و جای تو رو بگیره. تو بزرگ و عزیزی. تو مقصودی و معبود و هر معبودی جز تو قویاً محکوم به فناست. فقط ذات اقدس توست که شایسته عظمت و تعظیم و تکریمه.
الله اکبر. الله اکبر. الله اکبر
خدایا بخل و حسد و کینه رو از دل من دور کن. توانایی کنترل خشم و هوس و تکبر رو به من عطا بفرما. خدایا قدرت تشخیص سره از ناسره، حق از کذب، عدل از ظلم و نور از ظلمت رو عنایت بفرما. خدایا دلهای ما رو با نور وجودت روشن کن و دستهای ما رو از این دستهای آلوده‌ی آغشته به گناه و ریا جدا و به حبل المتین‌ات متصل بفرما.
آمین

پ.ن: برای کسانی که با سرچ لیلة الرغائب و اعمالش به اینجا اومدن و دست خالی برگشتن:
اعمال شب لیلة الرغائب

Labels: , , ,

+ | Balatarin Delicious Twitter FriendFeed |

● الحمدُلله علی ما هَدانا

اللهم اهل الکبریاء و العظمه ...




و اهل الجود و الجبروت ...




و اهل العفو و الرحمة ...



و اهل التقوی و المغفرة ...


اللهم انّی اسئلک خیرَ ما سَئَلک منه عبادک الصالحون



و اعوذ بک فیه مِمَّا استعاذ منه عبادک المخلصون





Labels: , , ,

+ | Balatarin Delicious Twitter FriendFeed | | 0 خاطره

● لیلة الرغائب

دیشب لیلة الرغائب بود، اولین شب جمعه ماه رجب. دوستی با اس ام اس یادآوری کرده و پرسیده بود که آیا نمی‌خواهم در این شب، دعایی، عبادتی، کاری انجام بدهم؟
به نظر من یکی از لذت‌بخش‌ترین کارها، عبادت است. آرامشی را که به انسان می‌دهد قابل مقایسه با هیچ آرامشی نیست و چه چیزی بهتر از آرامش است در این روزگار سخت و نا‌آرام؟ ولی فکر می‌کنید کدام عبادت می‌تواند چنین تأثیری در زندگی و روح و روان انسان داشته باشد؟ من فکر می‌کنم برای عبادت (آن هم از نوع مستحبی‌اش) باید شرایط و پیش‌زمینه‌هایی داشت. خم و راست شدن و گفتن یک سری دعاهای عربی که گاه حتی معانیش را نیز نمی‌دانم و روزه گرفتن‌هایی که جز گرسنگی و تشنگی برایم چیزی ندارد، چه سودی می‌تواند داشته باشد؟ وقتی من حتی عبادتی را که واجب است (مثل نمازهای روزانه) بدون حضور قلب و فقط و فقط برای رفع تکلیف انجام می‌دهم و نمازم در من این آمادگی را ایجاد نمی‌کند که از گناه دوری جویم، درست است به جای اینکه این را اصلاح کنم بروم به سراغ عبادات مستحب؟! وقتی من به راحتی دروغ می‌گویم، گناه بسیار بزرگی که اگر قبح و زشتی‌اش بیشتر از زنا و مشروب‌خواری نباشد، قطعاً کمتر هم نیست، و خیلی هم خوشحالم که دروغ گفته‌ام، دیگر عبادت و خلوت کردن با خدا معنایی هم دارد؟! (تلفن زنگ می‌زند، کسی با همکارمان کار دارد، او می‌گوید بگو نیست، به دروغ می‌گوییم نیست!، جایی هستیم به دروغ به خانواده‌مان می‌گوییم جای دیگری هستیم!، کسی مبلغی پول از ما می‌خواهد به دروغ می‌گوییم نداریم و ... . باور کنید این‌ها گناهان کوچکی نیستند که ما اینقدر حقیر می‌شماریمشان!)
غیبت می‌کنیم، تهمت می‌زنیم، در زندگی دیگران و حریم خصوصی‌شان تجسس می‌کنیم، چه بسیار دل‌هایی که به راحتی می‌شکنیم، چه بسیار چیزهایی که باید چشم بر دیدنشان ببندیم و می‌بینیم، ریا می‌کنیم، منت می‌گذاریم، فخر می‌فروشیم، از کارمان می‌دزدیم و خیلی کارهای زشت دیگر که حتی نام بردنشان هم شرم دارد، آن وقت می‌خواهیم با یک نماز لیلة الرغائب همه چیز را پاک کنیم؟‍! آیا این امکان‌پذیر است؟!
شاید انجام عباداتی که به مناسبت‌های مختلف روایت شده‌اند خیلی خوب باشند ولی خودشناسی و در نتیجه‌ی آن، خودسازی از هر عبادتی بهتر است. اگر من خودم را طوری تربیت کنم که دروغ نگویم بهتر است یا نمازی را بخوانم که هیچ تأثیر تربیتی‌ای روی روح و روان من ندارد و فقط من را به عبادتم مغرور می‌کند (!!!)؟ وقتی خود را به درستی تربیت کردیم آنگاه زمان آن می‌رسد که عباداتی را انجام دهیم که روح‌مان را جلا می‌دهند. کداممان اینگونه‌ایم؟!

Labels: ,

+ | Balatarin Delicious Twitter FriendFeed | | 0 خاطره